۱۱ شهریور ۱۳۸۹
شماره:62
بامن همراه باش ای چاه

همه خوابیده اند اما او بیدار است…او بیدار است و در نخلستانهای کوفه قدم میزند…او را دیده اند که با چاه سخن مگوید..

میخواهم بدانم که علی با چاه چه میگوید؟؟سخن بگو..بگو علی چه میگفت در چاه؟

میدانم..میدانم..ای چاه ..ای چاه..این  سخنان علیست.خواهند گفت مگر علی نماز میخواند؟.

علی با تو سخن میگوید. .علی نماز میخواند..آه…علی با مالش ..جانش… جهاد میکرد.

آری مستمندان و مسکینان پیش چشم علی به مراتب بالاتر از اشراف  اعراب هستند

با مردم به نیکویی سخن گفتم و امربه معروف و نهی از منکر کردم..

که بعد از من همه را فراموش کنید ….

ای چاه..ای چاه ..این علیست که با تو سخن میگوید..

مولا علی  پیش از آن که امام عادلی برای دیگران باشد و دیگران را به عدل رفتار کند خود شخصا موجودی متوازن و متعادل بود کمالات انسانیت راباهم جمع کرده بود

اندیشه  ای عمیق و دوررس و عواطفی سرشار و کمال جسم و کمال  روح را توام داشت  شب هنگام عبادت از ماسوا میبرید وروز در متن اجتماع فعالیت میکرد.

روزها چشم انسانها مساوات و از خود گذشتگی های او را میدید و گوشهایشان اندرزهای حکیمانه اش را میشنید……

منبع: http://caferadio.blogfa.com

 نظرات بینندگان:

سیاوش گفته:

سلام
خیلی عالی بود
امیدوارم موفق باشین همیشه


لیدا گفته:

salam.matne ghashangi bood………..ostad.too facebooketoon sitetoon …………com bood& man nemitoonestam vared besham.omidvaram hamishe movaffagh bashid……………..


maryam گفته:

سلام از اینکه وبلاگ شخصی گذاشتید ممنون. همینطور ادامه بدهید تمام ایران شیفته ات می شوند ای بزرگ مرد مهربان


کمال صادقی گفته:

شبها که نان و خرما بر دوش خود کشیدم
جا ی دعا به گوشم زخم زبان شنیدم
از آه سینه ی من، گرفته ماه کوفه
شبها غم دلم را گویم به چاه کوفه
حدیث رنج و غم را، گویا تر از علی نیست کسی به ملک هستی تنهاتر از علی نیست

ای چاه کوفه بشنو حدیث درد و داغم
من باغبانم اما، آتش گرفته باغم
رشته ی جان من را، ز یک دگر گسستند روزی که دست من را با ریسمان ببستند



ارسال نظر