۰۵ خرداد ۱۳۹۴
شماره:336
کلاس زندگی مهران دوستی برگزار شد

بسم الله الرحمن الرحیم

قرارمان دوشنبه ها بود ، دوشنبه هایی که می آمدی برای هنرجویان مشتاق به گویندگی ، فن بیان ، رادیو و هنر…

دوشنبه ای دیگر ، الوعده وفا ، آمدی سر قرارمان ، برای ملت ایران با صدای خاموش که درس زندگی را فریاد می زد…

صدای خاموش ؟! مگر طنین پرقدرت صدای مهران دوستی خاموش می شود ؟! هرگز … هرگز لحظه ای این صدا آرام نمی گیرد … مهران آرام و بی هیاهو نمی شود …هیچوقت نفهمیدم کودک درون مهران چند ساله است که اینچنین هیاهوی پاک و صادقانه دارد ، هر آنچه در دلش هست می گوید بی تملق و ریا ، بی ترس و اضطراب و هرلحظه شور و اشتیاق زندگیش بیشتر و بیشتر می شود … راستی فکر می کنم این کودک درون کمی به خواب رفته است ، کمی استراحت ، فارغ از جنب و جوش های همیشگی ، کمی دور از زمینی ها ، کمی نزدیک تر به آسمان …

شاید بعد از این سکوت ، می خواهی با انرژی بیشتری با صدای جادوییت دل های ما را آرام کنی …نه تو سکوت هم نکرده ای …نمی دانم در تصویر جدید با شال گردنت و دستی که بلند کرده ای داری می روی یا می آیی ، ایستاده ای و نگاه می کنی با لبخندی که درس زندگی را یادآوری می کنی …

می توان سر شار از انرژی بود ؛ در سختی ها هم  از غم و اندوه نگفت ، همه انسان ها را خوب دید و نظاره گر لطف خدا بود  …

می توان بزرگ بود اما با مردم و کنار مردم بود ، با طبیعت و حیوانات مهربان تر بود و به گونه ای دیگر به تاریخ و فرهنگ ایران نگاه کرد…

می توان بیشتر مهربان بود ، مطالعه کرد و با چیزهای کوچک شاد شد ..

می توان صریح ، با جرات و صادق بود و در شرایط مختلف پر امید و با روحیه بود …

می توان عاشق وطن بود و عاشقانه زندگی کرد ، بی ریا و ساده و  همچون دوران کودکی صاف و زلال بود…

می توان …

نمی دانم چقدر یادگرفته ام استاد … نمره ام را اعلام نکن … عذرم را با اشک چشمانم بپذیر …

استاد …سال ها انرژی ، آرامش و حس بیشتر زندگی دادی … و امروز کلاس زندگی  …خسته نباشی مرد بزرگ .. صدای مردم ایران ….چشمانت را آرام بسته ای ، شاید کمی استراحت …

صدایت را می شنوم  … با همان انرژی همیشگی …فدای مردم ایران …

یا علی …

حامد بهجتی
۵ خرداد ۹۴

 نظرات بینندگان:

مریم السادات طبسی گفته:

نامه ای از یک آشنا به مانائیل فرشته ی کوچک لیمویی رنگ آسمان
بخواب مانائیل
از پس سالهایی دور برایت می نویسم به یادبود خاطراتی قدیمی در سرزمینی افسانه ای
جایی که فرشته ها هر شب زیر نور ماه به خانه ها فرود می آمدند و روایتگر افسانه ها و مثل ها، شعر و عاشقانه ها، تاریخ و جغرافیا و هزاران هزار دلنوشته های ارغوانی، زرد و آبی و بنفش و طلایی و… می شدند
شبهایی به وسعت خیال بی انتهای آدمی با صدای زنجره ها و بادی که در میان شاخ و برگ درخت سیب می پیچید و عطر یاس را به هوا می پراکند
در آن شبها تو همیشه بیدار بودی؛ “بیدار و آرام”
در آن شبها و شبهای بعد
همیشه آماده برای قصه گفتن، شعر خواندن، خندیدن و حتی گریه کردن
و شب، تنهایی و سکوتش را باصدای تو می شکست و قهرمانان داستانهای هزار و یک شب با دم داوودی تو جان می گرفتند ای قصه گو
و تو سوار بر امواج رادیو با صدایی به زیبایی مخمل و حریر می خواندی:
هزار هزار سینه ی پر از محبت پیدا شد
هزار هزار پنجره ی شادی باز شد
هزار هزار زندگی آغاز شد…
بخواب مانائیل
حالا زمانی فرا رسیده برای غنودن…آرام گرفتن … سکون یافتن در آرامگاهی ابدی
حالا تنها خواب آرام توست که مرهمی می شود بر دل تنگم
آرام در آغوش مهر خد… در سرزمین فرشتگان
دیگر درنگی باید برای بالهای خسته ای که تیمار می طلبد
بخواب
مریم بانو همواره دعایش را بدرقه ی راهت خواهد کرد

مریم السادات طبسی
چهارم خردادماه یکهزار و سیصد و نود و چهار
شیراز

پی نوشت: این نامه تضمینی است به ” نامه ای از یک دوست” نوشته ی مهران دوستی که در تابستان سال ۱۳۷۸ هر شب در ابتدای برنامه ی ” تابستان؛ نه شب، ماه هم سلام” از شبکه ی رادیویی جوان توسط خود وی اجرا می گردید. یادش گرامی باد که رادیو بی حضور او بسیار خالیست…


ساز تنها گفته:

از وقتی خبر درگذشت آقای دوستی رو شنیدم داغونم
مثل این مومونه که عزیزی رو از دست دادم که سالها در کنار هم بودیم و الآن تنها شدم
خیلی دلم گرفته


وحید گفته:

خیلی ناراحت شدم، اصلا باورم نمیشه.
صدای عالی با اجرای فوق العاده و پر انرژی.
همیشه برنامه کافه رادیو ئ رایو من رو گوش می دادم، عالی بود.
دیگه نمی دونم چی بگم.
بعضی وقتا بغض امونت نمی ده


مخاطب دوستی گفته:

آقای بهجتی خیلی زیبا احساستون رو بیان کردید.روحش شاد.


وحید گفته:

خیلی ناراحت شدم، اصلا باورم نمیشه.
صدای عالی با اجرای فوق العاده و پر انرژی.
همیشه برنامه کافه رادیو و رادیو من رو گوش می دادم، عالی بود.
دیگه نمی دونم چی بگم.
بعضی وقتا بغض امونت نمی ده


محمد علائی گفته:

استاد گرامی
مهران عزیز و مهربان
آمدی و مهری نشاندی در دل ما و با رفتنت آتش زدی بر جانمان
چگونه باور کنیم فراقت را؟
رفتنت هم خاص بود، مثل خودت که خاص بودی، آقای خاص رادیوی ایران


محمدرضا گفته:

خدا بیامرزدش


محمود مهرگان گفته:

سلام از مرگ این عزیز خیلی ناراحت هستم ای کاش زنده بود زنده زنده و…….


فاطمه گفته:

تو می‌مانی

نمی‌میرد دلی کز عشق می‌گوید
و دستانی که در قلبی، نهال مهر می‌کارد

نمی‌خوابد دو چشم عاشق نور و طلوع روشن فردا
و خاموشی ندارد، آن لبان آشنا، با ذکر خوبی‌ها

نخواهد مُرد آن قلبی که در آن عشق جاوید است

تو می‌مانی
در آواز پرستوهای آزاد و رها
آن سوی هر دیوار

تو می‌خوانی
بهاران با ترنم‌های هر باران

تو می‌بینی
گل زیبای باورهای نابت، غنچه خواهد کرد
نهال پاک ایمانت، دوباره سبز خواهد شد
نسیم صبح،
عطر آن سلام مهربانت هدیه خواهد داد
و با امواج دریا
بوسه بر دستان ساحل میزنی با عشق

تو را با مرگ کاری نیست
تو، خاموشی نخواهی یافت

الهی روح زیبا در بدن داری
تو نامیرای جاویدی

تو در هر شعله می‌مانی
تو در هر کوچه باغ عاشقی
با مهر می‌خوانی
و آواز تو را
حتی سکوتت را
لبان مردمان شهر، می‌بوسد

دوباره عشق می‌جوشد
تو چون نوری
سیاهی می‌رود،
اما تو می‌مانی..

کیوان شاهبداغی


دوست گفته:

من عاشق اقای دوستی بودم عزیزترین مجری و گوینده رادیو بود ازش خیلی درسها و ادب ها یاد گرفتم الان دلم گرفته چرا ؟خدایا چرا اینقدر زود گرفتیش


کامیاب شکیبا گفته:

خدایش رحمت کند


فاطمه گفته:

دلم خیلی براش تنگه خیلی,الان دارم صداشو گوش میکنم ولی…
حیف,حیف
خیلی زود رفت…


لیلا گفته:

دیروز برنامه کافه رادیو گوش میکردم که اقای اینانلو اگه اشتباه نکنم گفت دیگه کافه رادیو نداریم و ۵ شنبه ها برنامه کافه رادیو داریم. خیلی دلم گرفت . اونقدر به این برنامه وابسته شده بودم که سعی میکردم ساعت ۳ حتما گوش بدم . کل کل کردناش با اقا تیمور چقدر منو شاد میکرد… داستان نظامی رو دنبال میکردم و هر روز مشتاق شنیدن ادامه داستان از زبان مهران دوستی عزیز بودم ای کاش من این ی هفته رو خواب بودم و بیدار میشدم و میدیدم همه اینا ی خواب بوده . خدایا چرا ما ایرانیا رو دوست نداری که مهران دوستی رو از ما گرفتی کسی که صداش ارامش بخش بود و شنیدن صداش انرژی تزریق میکرد. شاید دارم کفر میگم ولی خدایا حسادتت شد که ی کسی مثل مهران دوستی اینقدر تو دل ما جا داشت و دوست داشتنی بود.؟!


نسرین گفته:

تو میروی و ما میمانیم و اندوه نبودنت
با اینکه ندیدمت اما شوق صدایت زنده ام میکرد
جان میداد
سر ذوقم می آورد برای عاشقانه حرف زدن
درست مثل چایی که کنارش قند است
صدای تو بوی زندگی میداد

حال که صدایت را برای ملکوتیان بردی و اینگونه تنهایمان گزاشتی
تنها میتوانم بگویم خانه ی نو مبارکت
سلام ما را به خورشید ,با همان صدای جادویی و همیشگی ات برسان
نوش جانشان طعم دلنشین صدایت
استاد مهربانم.


میترا گفته:

سلام حامدخان

دیشب فرزاد حسنی با مجید دوستی تلفنی صحبت کرد و مجید دوستی لقبی به مهران عزیز ما داد که تحسین همه را برانگیخت

مهران دوستی صدای غیرت مردم ایران بود و من در تاریکی اتاق با شنیدن این عبارت فقط اشک ریختم. وله بسیار زیبایی از مهران عزیز پخش شد که دوباره قلبم رو در سینه تنگم به تپش وا داشت.

ما با صدای مهران زندگی کردیم. هرکجا بودم ، اداره، خونه ، مهمونی … شنونده ثابت برنامه هاش بودم

در رادیو من بی نظیر بود. در کافه رادیو شنونده را مسحور می کرد. بیخود نیست لقب صدا جادویی را به مهران عزیز دادند که به حق هیچکس محق تر از مهران نبود و نیست …

دلم برای آن صدای عرشیایی تنگ خواهد شد . افسوس دیگر شوخی های مهران را با اقا تقی کافه رادیو نمی شنویم … افسوس و هزار افسوس

بدتر این که هیچکس حال مان را درک نمی کند . من از شهرستان برای شرکت در مراسم مهران آمدم و در غربت و تنهایی با چشمانی خیس نظاره گر اخرین خداحافظی مهران بودم.

مهران در پایان برنامه ها میگفت وقت برنامه ما به اتمام رسیده ولی اتمامی برای عشق و دوستی وجود نداره

منم میگم هیچ پایانی برای مهران دوستی وجود نداره


شهرامم گفته:

مهران دوستی واقعاً درس زندگی بود. صدای زیبایش هیچ گاه از یادم نخواهد رفت. اجراهای کم نظیرش را نمی شود فراموش کرد. خیلی زود رفتی مهران … خیلی… دلمان برایت تنگ است.


حسین از اهواز گفته:

با سلام
خدا رحمتش کنه و بیایید با خواندن سوره های حمد و سه قل هو الله روحش را از خودمان شاد کنیم و دین او را بر خودمان اداکنیم با ایت الکرسی
بسم الله شروع کن


علی از زنجان گفته:

چه لذتی داشت کناردارقالی گوش دادن به حرفای تو نه خستگی رامی فهمیدم ونه گذر زمان را ، وقتی که یادی از بافندگان قالی میکردی ، وقتی که از کسانی مثل من که هم قالی می بافتن و نان آور خونه بودن وهم درس میخوندن یادمیکردی چقدر احساس خوبی داشتم باخودم میگفتم حداقل یکی هس به یادماست چقدر افتخارمیکردم بکارو درس خوندنم روحش شاد و متعالی


مریم پورعابدینی گفته:

سلام اقای بهجتی
نوشتتون عالی بود

رادیو جوان کلا خالی شده
دلم برای استاد خیلیییییی تنگ شده
رادیو یتیم شد
باغچه به باغبان
برای اولین به خاطر یک انسان گریه کردم
دو سه نفری ازاین دنیا رفتن ولی هیچکدومشون به سنگینیه رفتن استادمون نبود
ای خدااااااااا
حیف شد واقعا حیف شد
چجوری میشه فراموشش کرد
عمرا بشه

خدایا خودت امرزنده و توانایی روحه استادمون رو شاد کن و بیامرز در کنار انسان های بزرگ قرارشون بده چون بزرگ بود
کوه ادب,شخصیت بودن فوق فوق فوق فوق العاده بودن

استادصدایت همواره جاودانه

به امید دیدار استاد بزرگوار


اصغر گفته:

مهران صدای فرهنگ ناب ایران و جهان بود و
نمونه انسان فرهیخته
واقعا واقعا آقای دوستی خیلی دوست داشتنی هستی
رادیو جوان نشاط رو به رادیو آورد و مهران شادابی رو به رادیو جوان با اون اجرای خاصش
از دوستان رادیو جوان عاجزانه درخواست میکنم فهرست کارهای انجام شده توسط مهران رو تهیه کنند تا رزومه ای از این استاد در ست داشته باشیم

آرزوی بهترین جایگاه رو از خداوند برات دارم مهران عزیز و باز
هم میگم که همینطور که ۴ سال بدون هیچ تصویری از تو عاشقانه برنامت رو گوش میدادم میخوام بگم که هنوز هم عاشقتم مهران


محمد گفته:

صدایی سرشار از مهر و دوستی
خیلی دوستش داشتم.


دوستدار دوستی گفته:

سلام
ایشان قسمت مهمی از زندگی من بودند . هنوز گیجم باور نمیشه در بین ما نیستند . کمال صدا نشانه کمال شخصیت ایشان است . رسایی ، ابهت ، نفوذ و جاذبه صدای ایشان قابل توصیف نیست . جا دارد قطعات متعددی از صدای ایشان دراین سایت قرار گیرد . خداوند با ابرار و صالحین محشورش نماید


علی گفته:

آن دوست که عهد دوستداران بشکست
می رفت و منش گرفته دامان دردست
می گفت که بعد از این به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست


مهرناز گفته:

وقتی خبرو شنیدم دلم لرزید چونکه یه تکش شکست.. ……….

مهران دوستی برای من نمادی از عشق و شادی وصداقت بود

کسی که با شنیدن صداش حتما حالم خوب میشد چونکه همه چیزش با بقیه فرق داشت تفاوتی که نمی تونم توصیفش کنم

همیشه عکسش تو اتاقمه و یادش تو قلبمه ومطمئنم که روحش شاده


فاضل گفته:

دوران خوش آن بودکه بادوست به سرشد باقی همه بی حاصلی وبی خبری بود مهران عزیز هنوز صدای گرم ودوست داشتی ات درگوشم زنده است هرگزفراموشت نمی کنم


فاضل گفته:

ای کاش ای کاش ای کاش مسئولان امر شرایطی روفراهم میکردند تاسرمایه های چون مهران دوستی به راحتی ازدست نروند آدمهایی چون ایشان فقط متعلق به خودشان نیستند.ای کاش قدرداشته هاروبدونن وبه این فکرکنن که وقتی ستاره هایی چون مهران دوستی افول میکنن چه خساراتی رودرنبودنشان جامعه باید تقبل کنه…افسوس وصدافسوس…


مهدی نوروز زاده گفته:

قربون شما ملت ایران, قربون شما جوونای ایرانی, یا علی مدد, خداحافظ و این خداحافظی آخر دیگه سلامی بعدش نبود سلامٌ علیکم, سلامت باشید, تابستان, نه شب, ما هم سلام, پاییزان, خیابان نقره ای شب, کلبه تابستانی شب, هزار پنجره, نشانی, عصر پرتقالی, و این آخری!!!!!!! کافه رادیو!!!!!!! آهههههه!!!!! خدایا خدایاااا یک هفته از رفتنش گذشته ولی من, من, من, من, چی بگم گریه امانم نمیده یکی بمن تصلی بده, اگه هر روز تو شبکه جوان که نه, تو کل رادیو براش ویژه برنامه بذارن بازم دین رادیو به مهران دوستی ادا نخواهد شد. خدا خودش به هممون صبر بده! یه فاتحه و اخلاص برای شادی روحش! بسم الله الرحمن الرحیم…..


علی امیرپور گفته:

با سلام واحترام

ضایعه اسفناک درگذشت استاد فقید گرانقدر بزر گوار جناب اقای مهران دوستی بر دوستداران فرهنگ ادب وهنر تسلیت باد.

بی شک استاد دوستی از چهرهای بی بدیلی بودند که سالیان بسیاری باید بگذرد تا رادیو گوهرهمانندی چون ایشان را در دل بپرورد.افسوس که او دیگر در بین ما نیست خدا میداند چقدر دلم برای صدایش تنگ شده


6 گفته:

استاد سلام دلم تنگ شده برات برای کافه رادیوت برای رزو کردن میز توی کافه ات
دلم واسه هزار افسان هایی ک میخووندی برامون تنگ شده
دیگه دلم نمیاد رادیو رو روشن کنم


مریم پورعابدینی گفته:

سلام

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را به یاد خیمه سبز
که اخرین گل سرخ از همه خبر دارد

میلاد باسعادت اقا امام زمان(عج) بر همه ی شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت باد
(اللهم عجل لولیک فرج)
التماس دعا

با غمی که به خاطر استاد عزیزمون داریم این شادی رو هم میچسبونیم به غممون تا دلمون شادی و غمگین بزنه

خدایا تو رو به این روزها و شبهای عزیز قسمت میدیم روحه استادمون رو شاد و در ارامش مطلق قرار بدی
واسه شادی روحه استادمون یه صلوات و فاتحه بفرستید و بخونید


مریم السادات طبسی گفته:

به نام خدای عشق و زیبایی
به نام خدای گل یاس

نامه ای از یک آشنا به یک دوست

در این شب که آسمان نورباران است زیر نور قرص کامل ماه، به تو سلام میکنم. عجیب با نفس و بی نفس تقدیرت با ماه درآمیخته …
راستی ایام بی نفسی چطور است؟
حتما میگویی بد نیست اینهم خودش حال و هوایی دارد دیگر! شُکر…
نه دودى مشام را می آزارد و نه غباری. وقتی هوا سنگین میشود شاید بی نفسی خودش یک نفسی شود برای پرواز روح تا ماورای دم گرفتگیهای زمین…
تا جایی که خنکای بهشت روح آدمی را بیفزاید و رایحه ی خوشبوی ابدیت تو را به میهمانی ترنمهای ملایک ببرد و تو آنجا عاشقانه هایت را با سرودهای روحانی فرشتگان زمزمه کنی…
آری…
دوران بی نفسی هم بد دورانی نیست؛ شرنگ آن تنها بر جان هم نفسان فرود می آید که دنیایشان خالى از نفس توست.
روزی با خود می اندیشیدم چگونه خواهد بود هوایی که تو در آن نفس نکشی و حالا فهمیده ام چقدر آن هوا سنگین است. چقدر برای قفس سینه پر شرر است و شاید همین است که سینه هامان درد میکند.
آخر مگر نه این است که قلب نیز محصور در همان قفس است که حالا لولاهایش را زنگار بسته؟
لابد می گویی زیادی شلوغش میکنم!
همه اینها خاطره میشود و کم کم در هیاهوی زندگی آدمها محو میگردد. آری… درست میگویی. این رسم زمانه است که گریزی از آن نیست.
اما شاید همانطور که خود میگفتی پرنده ای در آن سوی افق باشد که هنوز رسم عاشقی بداند و آن را در گوش تنهاترین گل زمین زمزمه کند.

پنجره باز است رو به خدا… چند دسته ابر در حال گذرند. ستاره ای از لابلای ابرها چشمک میزند. رادیو روشن است و موسیقی پخش میکند. زنگ اخبار میخورد و گوینده ای ساعت را اعلام میکند… ساعتی به وقت بی وقتی. تهی از خلسه های خیال انگیز زندگی در زیر نور ماه، هنگام سفر به اعماق تاریخ و شعر و اسطوره سوار بر مخمل جادویی صدای تو؛ چرا که حالا دیگر دنیایمان پر گشته است از صداهای بی صدا… روزمره گی ها و کسالت ها در هوای دم کرده ی اتاق؛ چرا که حالا تو بی نفسی!

مریم السادات طبسی
دوازدهم خرداد ماه یکهزار سیصد و نود و چهار
شیراز


زیبا گفته:

هو الحق
ای مرد
صدایم را می شنوی؟
سالها من صدای تو را میشنیدم
می شنیدم
می شنیدم

اما
نمی دانستم که این شنیدنهای صبح و شام بخشی از زندگی ام شده اند

این دو هفته ای که نیستی رادیو برایم سنگین است
درست مثل خانه ای که عزیزی را در ان از دست دادی
و وقتی به ان خانه می روی خاطرات بر تو هجوم می اورند
رادیو را که باز می کنم این حس امانم نمی دهد

پنجشنبه ها به یادت کافه رادیو را پخش می کنند
درست مثل وقتی که فیلم وعکس عزیزت را می بینی و اشک می ریزی

تمام طول برنامه اشک امانم نمی دهد

نمی دانستم اینقدر در دلم جا گرفتی و عضوی از وفجودم شدی

روحت شاد


هانیه گفته:

تو قلبم خاطراتت غم میاره
نفس میگیره قلبم کم میاره
یه روزی آخرش میرم از این شهر
که این خونه تو رو یادم میاره…..


امیر سررشته داری گفته:

نمی توانم باور کنم که مهران دوستی دیگر نیست. واقعن نمی توانم. مهران دوستی مجری تکرار نشدنی بود. هیچ کدام از کارهایش با هم یکی نبود. هر دفعه که صحبت را شروع می کرد انگار تکنیک جدیدی در سخن گفتن و مجری گری را به اجرا می گذاشت. جایش خالی است. خیلی خالی. خدایش رحمت کند.


کیانا گفته:

سلام…..
بهوبلاگ منم یه سر بزنین واسه اونایی که عاشق مهران دوستی بودن هستن و خواهند بود


سعید از سنندج گفته:

ای فلک بس کن دیگه آتش نسوزون باورش برام خیلی سخته مهران عزیز رفتی که دیگه برگشتی نیست ای خدا چرا خوبا رو با خودت میبری


لیدا گفته:

چقدر دلتنگم من۰۰۰۰


مریم السادات طبسی گفته:

نامه ای از یک آشنا به یک دوست

سلام همسفر جمعه های من
می گویند جمعه ها همه آزادند حتی گناهکاران نیز از غل و زنجیر رهایند، پس خوبان را حال چگونه است؟
جمعه ها مجالیست برای راز و نیاز، برای دعا، برای آرام گرفتن در پناه لطف خدا. جمعه ها روزهای انتظار هم هست… جمعه ها عید هم هست.
حالا جمعه هایم را یاد تو پر کرده که چگونه چشم به راه فرشتگان حامل دعا در کنار جاده ای که به این دنیا می رسد می نشینی و می دانم چقدر از اینکه توشه ات سنگین می شود خوشحالی…
رحمی هم به حال فرشته ها کن.
چه می گویم؟! فرشته ها برای دیدنت بال در بال می ایستند. حالا که طنین صدایت تنها برای فرشته ها مانده باید این فرصت را مغتنم شمارند…
حالا آنها جمعه ها خوشحالند چون از مسیری می گذرند که تو در آن نشسته ای… همانجا زیر تک درخت باوقار آن سوی ابدیت کنار برکه ی خاطرات…
روزی یکی از فرشته ها را در خواب دیدم.
چشمانش پر از اشک بود. گفتم تو دیگر چرا؟ اگر اشک از چشمان من بیاید عجیب نیست اما از چشمان تو؟ تو که با بالهای نقره ای ات می توانی به همه جا سفر کنی…! این منم که اسیر زندان تنم!
فرشته آهی کشید و گفت: اشک فرشته ها اشک خداست… خدا که مهربان است و لطیف… اشک خدا اشک بچه ها هم هست. اشک آدمهای خوب دنیا که دلشان می شکند و دلتنگ می شوند. اشک خدا اشک تو هم هست… خدا خیلی مهربان است. به یاد همه ی شما هست، اما امانتش را باید پس می گرفت، مگر نمی دانی درهای آسمان هر هزار سال یکبار باز می شود و امانتهای خدا باید از آن در بگذرند.
گفتم: هزار سال؟ هزار سال که خیلی طولانی است! پس چرا این وصل اینقدر کوتاه بود…
گفت: برای تو طولانی است که در زمین اسیری. وقتی رها می شوی وقتی بال می گشایی هزار سال به قدر لحظه ای است.
گفتم: پس حالا چکنم؟
گفت: بال بگیر… پرواز کن. تا یاد دوست. تا تختگاه ستارگان. خدا را در قلبت بجوی.. خدا مهربان است. خدا مهربان است… خدا در دلهای شکسته خانه دارد… او را همیشه در قلبت بجوی… می بینی هزار سال هم برایت به قدر لحظه ای می شود…

و فرشته بال زد و رفت…
و من هنوز مست عطر بالهای فرشته ام…

مریم السادات طبسی
بیست و دوم خرداد یکهزار و سیصد و نود و چهار


الهام گفته:

سلام مریم السادات طبسی
میدانم که تو هم مثل من اینروزها حالت زیاد خوب نیست چقدر حرفهای تو مثل حرفهای دل من است . با مجله بامدادی و تابستان ۹ شب ما هم سلام با او آشنا شدم و وقتی از پاییزان رفت و مجله بامدادی تمام شد من دوباره با رادیو خداحافظی کردم اما همیشه حرفهاش و نغمه های زیبای مانائیل و حال و هوای زیبایی که در آن تابستان به من داده بود در یادم ماند و هرگز از یادم نمیرود.
حیف اینهمه سال که غافل بودم و گمان میکردم دوباره روزی با برنامه هایش دمساز خواهم شد اما صد حیف……..خیلی زود رفت و حالا کار من شده حرفهای دوستدارانش را که با من همدل و همدرد هستند بخوانم راستی به نظرت خودش میدونه که چقدر به یادشیم ؟ ان شاءا… از جائی که رفته راضی باشد


امید گفته:

خدا رحمتش کنه با اینکه هیچوقت ایشونو از نزدیک ندیدم انگار سالها با هم زندگی کردیم.


مریم السادات طبسی گفته:

به نام خدای پرستوها
نامه ای از یک آشنا به یک دوست

باز هم سلام
این روزها کارم نوشتن شده است برای تو تا بگویم چقدر این روزها و شبها جایت خالی است…
خوب می دانی از چه حرف می زنم. تو آگاهتر از همه ی مایی اما چکنم که من از درد دل خود می گویم در حسرت ثانیه هایی که بی تو گذشت و بی تو می گذرد.
دیروز پیامی آورده بودند، خواندی؟ کاش بودی و تو می خواندی: وداع با پرستوهای بال و پر بسته ی میهن، آن ۱۷۵ نفر… آه… حکایتشان را حتما شنیده ای… همان دلاورانی که دل به دریا زدند و دریایی شدند. هرچند دژخیمان بال پروازشان را بستند لیکن با بال ملایک از عرش گذشتند تا موعد روز واپسین…
جای تو خالی بود تا طنین صدایت در رثایشان افلاک را پر کند و همانند تمامی آن سالها که راوی رشادتهایشان بودی، با همان لحن پر جذبه ی خدایی گل بر قدومشان بریزی…
اما افسوس که گذشت زمان را بازگشت به عقبی نیست. مسافر رفته است و تنها جای پایش بر شن های جاده مانده.
تو رفته ای، آنها رفته اند، و ما…!
حالا تو خود شخصا به استقبال آن دردانه ها رفته ای. باز هم گامی جلوتری و ما همچون تماشاگران جامانده از هر کاروان تنها غرق در حسرت و شرمندگی. در حسرت صدای تو و شرمنده از دستهای خالی…

اما هاتفی امشب ندا سر داد، شنیدی؟
سر به آسمان فراز کردم… شب ستاره باران بود و ملایک در پرواز.
هلا بندگان دلخسته ام!
خوان ها را گشوده ام. مهمانی آغاز شده است. آغوشم مهیای پذیرایی از شماست. شرمندگی و حسرت را وا نهید که رمضان ماه عشق است و دلدادگی. ماه غرقه شدن در معبود، ماه راز و نیاز، ماه قرآن، ماه علی، ماه مناجاتهای لیله القدر و سحر و دلدادگی های افطار… مولای یا مولای…
رمضان که می آید دل ما را با خود می برد. مهر جان می شود و جهان، عقده از دلها می گشاید و تسکینی میشود بر هر درد هجران…
خوش آمدی ماه محبوبم…
باز آ و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
زان باده که در میکده ی عشق فروشند
ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

و این اولین رمضانی است که بی تو می گذرد، اما یادت در روح زمان جاریست؛ بخوان مناجات سحر را…

مریم السادات طبسی
بیست و هفتم مرداد یکهزار و سیصد و نود و چهار
شیراز


مریم پورعابدینی گفته:

سلام بر دوستان
نماز روزه هاتون قبول باشه
یه ماه رمضون تلخ رو داریم پشت سر میزاریم

واسه شادی روح بزرگ استاد”مهران دوستی”صلوات و فاتحه ای بفرستید و بخونید و یک سوره بخونیدتقدیم کنید به روح بزرگ استاد”مهران دوستی عزیز”
روحشون شاد و یادشون همواره گرامی باد


بیتا گفته:

چقدجای ایشان خالی است منکه دیگه ساعت ۳رادیوگوش نمیدم فقط ساعت ۳پنج شنبه هاولی چه فایده خودش که نیست

چراخوبان زودمیمیرند من فکرکنم خودشم بااون همه روحیه باورش نشده که رفته


الهام گفته:

سلام
آقای دوستی
این روزها دلتنگ که میشوم راهی نمیماند جز اینکه از سر ناچاری به این سایت سر بزنم و درد دل همدردان خود را بخوانم اما صد حیف که خودتون نیستین .راستی مانائیل یادتون هست ؟ من ۱۶ سال پیش قسمتهایی از مانائیل را در نوار کاست ضبط کرده بودم که حالا برام از شما به یادگار مونده
استاد گرامی نمازها و دعاهایی که براتون میخونم میرسه؟؟امیدوارم جاتون عالی عالی باشه و حالتون خوب خوب.


بنکدار گفته:

سلام به روح بزرگ مهران عزیز!
بزرگ و عمیق مثل دریا
سبز مثل جنگلهای شمال
و صمیمی و دوست داشتنی
مثل همیشه که بودی و هستی و خواهی بود!
ازت متشکرم که در خواب هم جواب محبتها و دوست داشتن ها را می دی و آرامش می دی! روحت شاد عزیزم


مریم السادات طبسی گفته:

الهام عزیز سلام
معذرت می خوام که پیام شما رو تازه الان دیدم.
درسته. فکر می کنم من و شما خاطرات مشترک زیادی داریم. درسته که کافه رادیو و نشانی برنامه های بسیار محبوبی بودند اما برای من هنوز مهران دوستی یعنی مهران دوستی مجله بامدادی با اون موسیقی نشاط آور بامدادان و صدای ایشون که انرژی و زندگی و شادابی رو به فضا می پراکند.
من هنوز که هنوزه وقتی اون موسیقی رو جایی می شنوم ناخودآگاه به سمت صداش کشیده می شم و اون موسیقی برای من نماد مهران دوستی است. چندین سال هر روز هفت صبح این اولین موسیقی بود که می شنیدم و خاطرات بسیار زیادی باهاش دارم.
و بعد “تابستان نه شب ما هم سلام” که یه اتفاق جدید تو رادیو و رسانه بود. من هنوز یک عالمه برنامه های ضبط شده ی اونو رو کاست دارم. یه پاتوق شبانه ی صمیمی.

حتما شما هم آنونساشو به یاد دارید که بین برنامه با صدای ایشون پخش می شدن:

“پای صحبت قصه های زندگی… پای صحبت قصه های زندگی
تلخ اما شیرین
پر از یافتن و نیافتن
همراه با جوانان ایران زمین
از شمال تا جنوب… از مشرق تا مغرب… از دریای خزر تا خلیج همیشه فارس
تابستان نه شب ما هم سلام”

یادمه اونقدام همه گیر نبود مثل کافه رادیو. چون یک پدیده ی جدید بود و ساعتشم نه شب بود که معمولا با سریالهای تلویزیون و … همزمان میشد و فقط رادیویی های جدی گوش می کردن. اما همین باعث شده بود یک صمیمیت خاصی تو برنامه باشه. یک تجربه و خاطره ی فوق العاده در اون شبهای گرم تابستانی سال ۷۸٫ که با پاییزان ادامه پیدا کرد و بعد برای همیشه متوقف شد.
خوشحالم که با شما آشنا شدم که همراه اون سالهای پرخاطره ی من هستید. همسفر مانائیل اون فرشته ی لیمویی رنگ آسمان.

” ساعتها در سکوت شب به نجوای صدای باد با یک سبد خاطره از رویش لحظه های فراموشی بیدار می نشینم.
نخواب مانائیل… بیدار شو. بوی زرد برگهای پاییز می آید و همین شمیم فصلهاست که می فهمیم بهار گذشت، تابستان می گذرد، پاییز می شود و حزن دلگیر سکوت زمستان در راه است. یادت هست آن روزهایی که باران می آمد و تو می گفتی همیشه در کنار تو هوا بارانی است…
یادت هست من لبخندی کال می زدم و محجوبانه به باران می نگریستم؟
نخواب مانائیل… نگو که آرزوهای بهاری تمام شده. نگو از پس صدای عشق به جدایی خواهیم رسید. می خواهم یاد آن خاطره های آبی و سبز را به امواج نگاهم ببافم و درون درویاهایم تمامی اش را دوباره ببینم. پس این حس یادواره ی قلبها همین نیست که گاهی رخصتی به سکوت نیایش خود بدهیم و کمی در گذشته ها قدمی بزنیم و گاهی بخندیم و لحظه ای بگرییم. من هرگز نمی گویم تمام شد بلکه در سینی قلبم فنجانی نقره گون برای لحظه های گذشته می نشانم و گاهی اوقات با یک دوست، با فنجان سینی قلبش یاد آن روزها می افتم و می بینم در باغچه ی دلهایمان چقدر گل سرخ، چقدر بید مجنون و دشتی پر از لاله ی وحشی.
بیا… بیا با خاطره هایمان نفسی تازه کنیم، عشق را پاس بداریم و در خلوت خود شمعی بیفروزیم و فالی بر دیوان حافظ بزنیم. بیا مانائیل… بیا نیتمان را با ستاره ها بگوییم و با خرمن ماه مریم بانو وضویی بگیریم. مانائیل… تو از پس خوبیها و سمبلی از قامت ایثار عشق هستی و من هر شب در مخمل خیالت با تو به مریم بانو می رسم، این ساحره ی عشق… این مهربان ناتمام.
مهتاب آبیست، صدا خاموش… باد می آید… همه چیز رها گشته و پرچین خاطرات در حرکت است. نخواب مانائیل… نخواب” (نگارش و اجرا توسط مهران دوستی در ۷۸/۶/۸)

امیدوارم روح آقای دوستی عزیز ما غریق رحمت پروردگار باشه و با بزرگان محشور بشه.
آمین.


مریم السادات طبسی گفته:

در باغچه ی دلهایمان چقدر گل سرخ،چقدر بید مجنون داریم و دشتی پر ار لاله ی وحشی.


الهام گفته:

سلام آقای دوستی
آیا شاهد هستید که چه عشقهای با شکوهی در میان شنونده هاتون ایجاد کردین؟ دوست داشتنهای پاک که هنوز از پس سالیان سال بدون اینکه رنگی از دیدن با چشم مادی داشته باشن همچنان گرم و صمیمی حتی پس از رفتنت بین دوستدارانت نیز در جریان است .
براستی اینهمه عشق را از کجا آورده بودی؟؟که در سایه آن ، صدای زیبای خود را جاودانه کردی؟ که اینهمه گل سرخ وبید مجنون و لاله وحشی در سرزمین وسیع آن رویید.
ای روح خدایی ……….


مریم السادات طبسی گفته:

درسته الهام عزیز.
گویا این متن رو اون روزها برای امروز نوشته بوده است.
یادش جاودان


الهام گفته:

سلام مریم السادات طبسی عزیز
از توجه و پاسخ زیبایتان بسیار ممنونم
من که از متنهای زیبا و پر مفهومتون بهره میبرم . داشتن همدلانی چون شما باعث دلگرمیست …


مریم پورعابدینی گفته:

سلام
سلام بر دوستان اقای دوستی
نمازو روزه هاتون قبول باشه
چند روز دیگه چهلم اقای دوستی هست برای شادی روح اقای دوستی عزیزسر سفره های افطار و سحر دعا کنید


مریم پورعابدینی گفته:

سلام
تقدیم به مهران دوستی عزیز

حضورت در قلبم مثل نفس کشیدن است:
آرام , بیصدا , اما همیشگی


مریم پورعابدینی گفته:

سلام
تقدیم به استادمهران دوستی بزرگوار

تسبیحی بافته ام
نه از جنس سنگ…..
نه از جنس خاک……
بلور اشکهایم را به نخ کشیده ام تا برای شادمانیت دعا کنم


مریم السادات طبسی گفته:

به نام خدای بخشنده ی مهربان
نامه ای از یک آشنا به یک دوست

در دیگر شبی مهتابی در زیر نور قرص کامل ماه به تو سلام می کنم.
امشب که شبی است سرشار از لطف و مرحمت پروردگار و در شبی که عرش را به یمن قدوم پادشاه کشور بخشندگی چراغان کرده اند بار دیگر به دیدارت آمده ام؛

می گویند چهل عدد مقدسی است. می گویند چهل یعنی مراتب کمال، یعنی بلوغ کامل، یعنی مدت زمانی که حجت تمام می شود. موسی از طور به زیر می آید و محمد (ص) ردای پیغمبری می پوشد و زینب به اربعین بار مسئولیتی سترگ بر زمین نهاده و عهد ازلی اش را به سرمنزل مقصود می رساند و چهل همان عدد معهود می شود تا تفسیر کند هر آنچه او دید که به جز زیبایی نبود.

و حالا چهل میعادگاه من و تو می گردد به تاریخی غریب و پر رمز و راز.
به تاریخی که شاید رازی نهفته باشد از آنچه تو در تمامی سالهای زندگیت آموختی؛ مسیری آغاز شده از طلوع مهر و ماه و ختم شده به حُسن جمال او که خال رخسارش نقطه ی بسم الله است…
خوب بیندیش و بنگر که تقدیرت از آغاز تا انتها با چه حکمت ازلی درآمیخته و این چهل روز تو را به کدامین قسمت عرش می رساند. امشب را به خاطر بسپار به مانند چهل شب پیش از این…

یادت هست گفتم عجیب تقدیرت با ماه در آمیخته؟
امشب تلألو در خشان مهتاب دیگر بار زمین سرد و تاریک را روشن ساخت. مسیرت هموار… جاده ات پر نور… و مگر می شود در این فاصله ی غریب و این وادی حیرت، مراتب کمالت را طی کنی، به نیمه ی رمضان به بلوغ رسی، و مسیرت تاریک بماند؟

نسیمی در میان شاخ و برگ درختان پیچید و عطری را به فضا پراکند. سکوت شب را مناجات سحر شکست و من در زیر نور ماه چهل روزگیت را به تماشا نشستم.
مهربان!
امشب که از دروازه ی ابدیت می گذری، امشب که در جشن میلاد سرور بهشتیان دعوتی، سلام من را به خدا برسان و روی پاک عموی آسمانی ام را ببوس و بگو میلادت مبارک.

مریم السادات طبسی
سحرگاهی رمضانی از ۱۴۳۶
یازدهم تیرماه یکهزار و سیصد و نود و چهار


مریم پورعابدینی گفته:

سلام خوب هستید؟
نمازو روزه هاتون قبول باشه

شاید قسمت شده امسال آرزوهاى من با نفس آسمانى شمابه عرش برسد_اکه دل آسمونیتون دراین شباى قدرلرزید دل زمینى منم یادتون نره. التماس دعا

روح استادمون شاد و در ارامش مطلق


مریم السادات طبسی گفته:

خانوم پورعابدینی عزیز
من هم در این شب عزیز و پربرکت از شما التماس دعا دارم.
امیدوارم روح عزیز سفر کرده ی ما در جوار رحمت الهی باشه. آمین

شب قدر است و طی شد نامه ی هجر
سلام فیه حتی مطلع الفجر


مریم السادات طبسی گفته:

بزرگداشت «شب مهر» به یاد گوینده و هنرمند فقید مهران دوستی ازسوی شهرداری تهران و فرهنگسرای رسانه، یکشنبه ۲۱ تیرماه؛ ساعت ۲۲ در بوستان گفتگو برگزار می‌شود.

مراسم بزرگداشت این گوینده و هنرمند فقید با حضور هنرمندان، گویندگان رادیو و تلویزیون و دوستداران مهران دوستی، در ساختمان نگارستان شهربوستان گفتگو برگزار می‎شود.

پخش نماهنگ‌ها و گزیده‌هایی به یاد ماندنی و ماندگار از اجراهای مهران دوستی در طول ۳۰ سال گذشته در برنامه‌های رادیویی مختلف و بیان خاطرات از جمله برنامه‌های این بزرگداشت است.

علاقمندان برای شرکت در این مراسم می‌توانند به ساختمان نگارستان شهر واقع در گیشا، خیابان نصر، انتهای خیابان پیروزی شرقی، بوستان گفتگو مراجعه کنند و جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۲۲۸۸۸۶۸۱ تماس بگیرند.


الهام گفته:

سلام مریمهای عزیز

نماز و روزه ها و دعاهاتون تو این روزهای مقدس قبول باشه.
از خداوند میخواهیم که هوای عزیز ما رو داشته باشه استادی که با صدای ملکوتیش به آسمانها ، به سوی خدا پروازمان میداد.استادی که از فاصله های دور و از طریق امواج رادیو عشق و دوستی منتشر میکرد.
در نگرش من به زندگی که تاثیر شگفت انگیزی گذاشت.
و تنها کاری که میتونیم براش بکنیم دعای خیره


مریم پورعابدینی گفته:

سلام
سلام بر دوست و خواهران عزیزم مریم و الهام عزیز
عزاداری هاتون قبول باشه
الهی امین
بله کاری جز دعا و قرائت فاتحه چیزه دیگه ای از دستمون بر نمیاد
خدا بزرگه و هوای استادعزیزمون رو مطمئنن داره
فدای شما
دوست دارقلب پاک شما


مریم السادات طبسی گفته:

الهام عزیز
از لطف شما سپاسگزارم. من هم قبولی طاعات و عبادات شما رو در این ماه عزیز از خداوند بزرگ خواهانم و امیدوارم در این روزها و شبهای آخر نیز به بهترین وجه فرصت را مغتنم بشماریم و از مواهب این ماه بهره ی کافی رو ببریم.
مهران دوستی عزیز ما برای ماه رمضان احترام بسیار ویژه ای قائل بود و امیدوارم دعاها، نمازها و مناجات همه ی ما به روح بلند ایشون رسیده باشه.
آمین.
سربلند و پیروز باشید.


الهام گفته:

حیف
حیف که نمیشه از تو گفت از تو نوشت
والا مینوشتمت


ندیده دوست میداشتمت

سلام
دوستان آقای دوستی عزیز
خاطرتون برام عزیزه و خیلی دوستتون دارم تو این ماه زیبا و عزیز براتون دعا میکنم شما هم برای من دعا کنید شما که ندیده دوست داشتن رو بلدید .


علی فعال گفته:

فقط صداست که میماند یاد کسانی که پارسال عید فطر بودند وامسال نیستند گرامی وجاشون سبز
مهران دوستی عزیز یادت گرامی …..


الهام گفته:

سلام آقای دوستی
خودتون هم میدونین که چقدر ارادت داریم. روحتون شاد.
قربون شما ملت ایران
قربون شما جوونای ایرونی
یا علی مدد
خداحافظ



ارسال نظر