۱۷ اسفند ۱۳۸۹
شماره:193
بوی عیدی، بوی فیلم…

زمستان کم‌کم جایش را به بهار می‌دهد، زمین نفس کشیده و دیگر نمی‌خواهد همنشین برف‌ها باشد! حال و روز سینما در اسفند ماه نیز مانند روزهای آخر زمستان است؛ رمقی برایش نمانده و بی‌صبرانه در انتظار نوروز است.

نوروز و بهار تا باز هم سالن‌هایش پر شود از آدم‌هایی که با خنده‌ها و گریه‌هایشان به همه چیز روح و معنا می‌دهند. این روزها بچه‌ها آن قدر سرگرم اینترنت، موبایل، بازی‌های رایانه‌ای و… هستند که رفتن به سینما برایشان سوال برانگیز شده! اما هنوز هم می‌شود در شهرهای کوچک و بزرگ، کودکان و نوجوانانی را یافت که پول عیدی شان را جمع و به عشق نشستن روی صندلی‌های سینما، شال و کلاه کرده و فیلم‌ها را می‌بلعند و این یعنی همان عشقی که بارها از آن نوشته و گفته‌ام؛ یعنی لذت و تجربه‌ای که در نگاه اول شاید برای ما آدم‌های دنیای دیجیتال که هر روز با پدیده جدیدی آشنا می‌شویم و خو می‌گیریم تعجب برانگیز باشد اما واقعیت این است که همه این‌ها را می‌شود در واژه مقدس «عشق» خلاصه کرد و بس! عشقی که در تعطیلات نوروز عاشقان را به این سالن و آن سالن می‌کشاند و گاه هم خیلی‌ها این عشق را درک نمی‌کنند و تعابیری چون اتلاف وقت، انرژی و… بر آن می‌نهند!

با خود فکر می‌کردم که به راستی اگر آدم‌های عشقِ سینما نبودند چقدر این سالن با آن پرده سیمین بی معنا و بی هویت بود! اصلا خود آن آدم‌ها هستند که به صندلی‌ها جان می‌دهند و انگار فقط آنجاست که بازیگران فیلم بر روی نوار، زنده می‌شوند و حرکت می‌کنند.

حالا که همه در تدارک سور و سات عید هستند، سینماها سوت و کور شدند و مشتری چندانی ندارند اما به محض از راه رسیدن سال نو و نمایش فیلم‌های نوروزی، سالن‌ها دوباره جان می‌گیرند، بوی لباس‌های نو و فیلم‌های تازه در هم می‌پیچد و فضایی رویایی و عجیب خلق می‌شود و دوباره بعد از پایان تعطیلات عید، سینماها سوت و کور می‌شوند و باز همه منتظر یک فیلم تازه، فیلمی برای رونق دوباره این هنر- صنعت رویایی!

به نظرم اگر در سینماها علاوه بر نمایش فیلم، کتابفروشی، کارگاه آشنایی با فنون سینما،چای‌خانه و دیگر مراکز فرهنگی وجود داشت بی‌شک رونق سینماها به فصل و زمان‌هایی خاص از سال محدود نمی‌شود و علاقمندان در طول سال می‌توانستند از پاتوق‌های سالم و فرهنگی بهره ببرند.

اگرچه خوشبختانه چند سالی است پردیس‌های سینمایی گوناگونی در نقاط مختلف تهران افتتاح شده که علاوه بر سالن های متعدد نمایش فیلم، از امکانات دیگری چون کتاب‌فروشی، رستوران و… بهره‌مند است اما متاسفانه در شهرستان‌ها خبری از این پردیس‌ها نیست!

و این در حالی است که اگردر آینده تولید سینمای ایران سالانه به ۱۵۰فیلم برسد بایستی حداقل ۵۰۰ پردیس سینمایی در نقاط مختلف ایران بنا شود تا فیلم‌ها در نوبت طولانی اکران قرار نگیرند! که اگر چنین شود بی شک سالن‌های سینما همیشه، بهارند و رخوت زمستان را حس نخواهند کرد.

 نظرات بینندگان:

لیدا گفته:

زیبا……..مثل همیشه….


بیتا گفته:

سلام
باز تکرار دعا

یا مقلب القلوب

یا مدبر النهار

حال ما گردان تو خوب

راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعید

باز هم سال جدید

باز هم لاله عشق

خنده و بیم و امید….

پیشاپیش عیدتان مبارک امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشید :)


یه دوست گفته:

سلام جناب آقای دوستی
امیدوارم چون حرف من خارج از سایت است شما مثل جناب
آقای مازیار فکری ارشاد بدتان نیاید من چون برای همه هنرمندان ارزش قائلم وقتی چند وقتی نبینیمشان دلتنگشان میشویم
می خواستم بپرسم از آقای امیر تاجیک خواننده خوب کشورمان چه خبر خودم حدس زدم از بس خواننده داریم ایشون از این شغل آمدند بیرون و آهنگسازی می کنند ممنون میشوم جوابم را بدهید
امیدواریم چون سراغ هنرمندی دیگر را از شما گرفتم شما ناراحت نشده باشید و با خود بگویید مگر ما باید از همه خبر داشته باشیم
سرتان را درد آوردم معذرت می خواهم
تو خودتت نمره بیستی تو مثل هیچ کسی نیستی


arkan گفته:

salam man ye iranie sakene sweden hasta emroz mikhastam filme jodayee nader az simin ro download konam bavareton nemishe bad az yek saat ghashto ghozar da site haye mokhtalef bedone hich linki majbor be dawnload yek filme khareji basande kardam .
to site ha ba jomle haye ba in onvan robero shodam ,vaghean feker kardi mitoni in film vaghan ziba ro dawnload koni , ya
دنبال چی میگردین

یعنی واقعا اومدی دنبال دانلود این فیلم با ارزش

یعنی فکر کردی بیست لینک دانلود بهترین و با ارزش ترین فیلم دهه اخیر سینمای ایران رو میزاره اینجا

آخ

آخ

آخ

عیب نداره

حالا

پاشو

پاشو

برو بجای یک بلیط دوتا بخر

یکی برای خودت یکی برای عیدی و هدیه به هر کسی دوست داری

آخه یکم هم خودمون باید فرهنگ سازی کنیم

ba tashakor arkan ahmadi yeki az shanavandehaye asre porteghali va neshani


عموغلی گفته:

سلام اینطوریان مهران؟
من تازه فهمیدم که وبسایت داری واسه خودت مطلب بسیار شگرفتی بود خوشم اومد.هر چه از دل براید خوش آید..خوشحال میشم تو وبلاگم ببینمت
البته میدونم وقت کم داری.


مینایی گفته:

عید که میشه دلم می گیره چون من عاشق پاییز و زمستانم و زاده ی پاییز روحیه ام بیشتر پاییزی ست تا بهاری از بهار فقط ماه اردیبهشت را دوست دارم و باران هایش که پر از طراوت و پاکی ست – از عید خوشم نمی یاد چون برای خیلی ها که توان خرید را ندارند( با این که خودم هم برای عید به خاطر عید بود ن ش فقط هفت سین را آنهم نا این سالهای اخیر) میچیدم – اما نوعی دلتنگی بهم دست میده شاید ایده الی فکر می کنم عید وقتی عید است که همه در شادی تحویل سال سهیم باشند ، چه کوچک و چه بزرگ – گاهی دلم میخواد به بچهگیم برگردم که در عین حال که یه چیزایی حالیم بود، اما در مجموع حالیم نبود ، اما یکی از عیوب بزرگ شدن و شاید در این سن بگم محسناتش ، رنج آن است که دلت میخواست میتونستی تو هم به سهم خودت شادی رو به همنوعانت عیدی بدی حال به هر کس در فراخور حالش
نمیدونم عید برام قشنگ نیست و دلم می گیره با تلفن هم تبریک بهمدیگر میگوئیم اما راستش براو این تبریک ها هم دلچسب نیست
بهرحال برای اونهای یکه عید رو دوست دارند عیدی واقعی آرزومندم.


حسین حسینی گفته:

آقای دوستی سلام من حسینی هستم از مشهد به قول ما مشهدی ها دمت گرم یعنی همون نفست حق
چون با اجرای بسیار عالیت کافه رادیورو رونق بهش دادی انشالله سرزنده باشی
برات دعا میکنم



ارسال نظر