۰۶ آذر ۱۳۸۹
شماره:126
رادیو همچنان شاداب و زنده…

رادیو جان سلام!
متاسفانه تیتری که برای نامه قبلی انتخاب شده بود باعث گردید که دگر بار، همکارانم در خانواده بزرگ رادیو، کدورت به دل گیرند. به راستی هم حق داشتند چنین برداشتی را در ذهن خویش جای دهند. به هر حال این آخرین نامه‌ای است که برایت می‌نویسم و می خواهم بگویم تمام نامه‌هایم را به جناب مهندس صوفی، معاونت محترم صدای جمهوری اسلامی ایران و همکاران فعال و کوشایم در این رسانه تقدیم می‌کنم.

رادیوجان!
در عصر دیجیتال و انواع و اقسام منابع صوتی، تصویری، ماهواره ای، اینترنتی و… رادیو همچنان زنده و شاداب در طول شبانه روز در خدمت مردم ایران زمین است.
بدون اغراق باید بگویم در کنار همه کاستی‌ها و کمبودها، رادیو با تمام توان برای رسیدن به افق‌های رسانه‌ای خویش به تلاش و کوششی بی نظیر دست زده است تا همه مخاطبان این رسانه گرم و دوست داشتنی، هر لحظه بتوانند آن را حس کنند و بشنوند.

رادیوجان!
ده‌ها شبکه رادیویی سراسری و استانی، نشان دهنده تلاش همه مدیران و خانواده بزرگ این رسانه است که می‌خواهند چراغ این خانه، همیشه روشن باشد.
رادیو همچنان شاداب و سرزنده، در همه جا قابل شنیدن و در دسترس است. وحدت، همدلی و همکاری مدیران و کارکنان این رسانه، حداقل در جامعه رسانه‌ای ایران بی نظیر است. عشق و علاقه‌ای که افراد شاغل در رادیو به کار خویش و خدمت به مردم دارند در برهه‌های زمانی مختلف خود را نشان د اده است.

با همه کمبودهای مادی و امکانات فنی موجود، مدیران و همکاران رادیویی از جان و دل مایه گذاشته و این رسانه را همچنان در خانه های مردم، روشن نگاه داشته‌اند.

در پایان می‌خواهم از همه کسانی که با عشق در این رسانه شنیداری خدمت می‌کنند و آبروی رادیو را آبروی خود می‌دانند تشکر نمایم.
امیدوارم نامه‌های نگاشته شده برای رادیو به همت عزیزانی چون معاونت محترم صدا، روابط عمومی معاونت صدا و مرکز پژوهش‌های رادیو در قالب کتابی با عنوان «نامه‌هایی به رادیو» در اختیار همه علاقمندان و اهالی این رسانه قرار گیرد.
به امیدسربلندی هر چه بیشتر رادیو در ایران…

 نظرات بینندگان:

lida گفته:

واقعا……….امیدوارم……..این اخرین نامه نباشه…..امیدوارم.


خورشیدفر گفته:

با درود
از مظالب نوشته شده توسط شما لذت بردم.
سالهاست که با صدای شما زندگی میکنم و بار ها انرژی صدای شما در کارهای من تاثیر مثبت داشته است اللخصوص برنامه های شبانه شما در زمانهایی که به تنهای تا صبح مشغول به کار بوده ام .
امید وارم روزی در آتلیه کوچکمان میزبان شما باشم تا به کمک تمام دوستانم یادگاری به غایت شایسته از شما تهیه کنیم و به آن ببالیم .


دیوونه گفته:

استاد یعنی جازدین!!!!!!!!!!!!!! از شما بعیده!!!!!!!!!!!!!!


شیوا گفته:

مهران؟
باورم نمیشه که توام دچار خودسانسوری بشی!
من فکر میکردم تو یه کوهی!
گرچه… حق می دم بهت …
فقط تو میدونی که بعضی اوقات نمیشه… و باید جا زد…
تو که کنار بکشی و اینطور حرف بزنی وای به حال بقیه!
آخه تا کی سانسور ؟
تا کی خط قرمز؟
به هر حال موفق باشی…
رادیو مظلومه!
و فقط تو میدونی…
.
.
رادیو جان انگار مجالی نیست همسفر دیرین تو باز هم برایت درد و دل کند…
باقی حرفها بماند برای بعد…
اینجا…جای حرف زدن نیست…
تو خودت بهتر میدانی…
فقط تو میدانی و یار دیرینت!
.
.
استاد خوبم…درکت میکنم


میلاد گفته:

سلام آقای دوستی
راستش چند باری به وب سایت شما سر زدم.والبته تو وبلاگم چند دفعه ای هم از نامه های شما با ذکر منبع در وبلاگم استفاده کردم.اصلا” نمی خواهم تعریف و تمجید الکی از شما بکنم که می دونم اصلا” خوشتون نمی یاد(بار ها هم تو رادیو گفتید)ولی توی این ۳ سال و نیم ۴ سالی که وارد حیطه ی گویندگی شدم بسیار بسیار از تیزر ها و علی الخصوص نریشن های شما نکته برداری کردم ( با تقلید اشتباه نشود.تقلید آفت گویندگی است)خواستم از این بابت از شما تشکر کنم که خواسته یا نا خواسته به ما گویندگان تازه کار کمک کردید.


باران گفته:

سلام آقای دوستی
از شنوندگان پر و پا قرص شما هستم .
مدتی است که در یکی از شبکه های استانی قصه گویی می کنم خواهشمندم
اگر امکان دارد کتاب مناسبی در مورد فن بیان به من معرفی کنید.



ارسال نظر